كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

796

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

به موافقت ايشان بخورد و به تشريف و نوازش سرافراز شده به موجب التماس او در سايهء حمايت و كنف رعايت آن حضرت روزگار گذرانيد و جمعى كه با او بودند به سلاسل و اغلال مقيّد شدند و بيست و سيم ماه در آن منزل بود . ذكر تسخير لهاور و گرفتن شيخو كوكر شيخو كوكر كه پيشتر حاكم لهاور بود ، در وقت توجه حضرت صاحب‌قران به جانب هندوستان ، از دشمنان روگردان شده پناه به آن حضرت آورد و به عنايت پادشاهانه اختصاص يافت . به نوعى كه هركه در ممالك هند خود را به او نسبت كرد از تعرّض غارت و اسر ايمن شد و بعد از فتح دهلى ، در ميان آب جون و گنگ ، اجازت خواست كه متوجه ولايت خود شود . هرچند دلايل نفاق و مخايل شقاق از صفحات احوال او مشاهد و معاين بود ، امّا چون او پيشتر از ديگران به درگاه عالم پناه آمده بود آن حضرت او را رخصت فرمود . مقرّر آن‌كه در لب درياى وياه كه آب لهاور نيز گويند به اردوى اعلى پيوندد و چون اين نادان به ولايت خود رسيد بساط نشاط و مجلس عيش برآراست و به وعده‌اى كه در چنان حضرتى مقرّر كرده بود وفا ننموده رقم نسيان « 1 » كشيد و جمعى مخصوصان آن حضرت مثل مولانا عبد اللّه صدر و هندوشاه خازن و ديگران كه از ماوراء النهر مىآمدند و به شهر او رسيدند به هيچ يك التفات نكرد و از مضمون « 2 » نظم دست مدار از كمر مقبلان * سر مكش از خدمت صاحبدلان غافل ماند .

--> ( 1 ) . ف : عصيان - ظف : . . . رقم نسيان بر آن كشيد . ( 2 ) . ف اضافه دارد : اين‌كه .